قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1967
تاريخ الفي ( فارسى )
نضارتى و تازگى پيدا آمد و هيبت و سياست او در دلهاى خاصّ و عام جاى گرفت « 1 » و ديالمه را مجال تغلّب و تسلّط نماند . بعد از خلع طايع چندگاهى در خراسان به دستور سابق خطبه به نام طايع مىخواندند « 2 » و مىگفتند كه : امام را بىموجب خلع نمىتوان كرد . تا آنكه سلطان محمود سبكتكين بر ديار خراسان استيلا يافت و چون او با القادر باللّه دوستى و محبّت تمام داشت در خراسان خطبه و سكّه را به نام او مزيّن ساخت . در ايّام دولت القادر باللّه در معمورهء عالم چندان وقايع عظيمه روى نمود كه استيفاى آن از حدّ و حصر بيرون است . از جمله عظايم امورى كه در زمان دولت او روى نمود آن بود كه چون پادشاه تركستان ايلك خان « 3 » وفات يافت برادرش ، طغا خان ، متصدىّ امر حكومت و سلطنت گشت . او مردى بود متديّن و خيرخواه مسلمانان و مقيّد شريعت مصطفوى ، عليه و إله التّحيّة و السّلام . اتّفاقا ، بعد از اندك روزى به بيمارى [ ى ] صعب مبتلا گشت ، چنانچه از زندگانى او مأيوس شدند ، بنابراين سلاطين ختا و ختن طمع در مملكت او كرده چندان لشكر به آن سرزمين بيرون آوردند كه غير از حقّ ، سبحانه و تعالى ، كه داناى آشكار و نهان است ، شمارهء آن را كسى نمىدانست ، چنانچه در تاريخ حافظ ابرو آورده ، و العهدة على الرّاوى ، كه در آن سپاه سيصد هزار خرگاه بود و چون به هشت روزه راه به دار الملك طغا خان رسيدند و او از اين قضيّهء هايله آگاهى يافت ، از حقّ ، سبحانه و تعالى ، كه فى الحقيقه شفادهنده است ، شفاى عاجل مسئلت نمود و حقّ ، سبحانه و تعالى ، به كرم عميم خود دعاى آن پادشاه نيكانديش را در ساعت به اجابت مقرون گردانيده او را از شفاخانهء غيب از آن مرض مهلك كه تمامى حكما و اطبّا از معالجهء آن به عجز معترف شده بودند ، خلاصى ارزانى داشت . و چون طغا خان صحّت كامل يافت فى الحال با لشكرى كه در ظلّ رايت فتح آيت او مجتمع بود ، روى به جانب مخالفان نهاد . و چون اين خبر به سمع ختاييان « 4 » رسيد چندان وهم در دل انسان استيلا يافت كه بىاندكى مقاتله و محاربه روى نمايد فرار بر قرار اختيار كرده به جانب ولايت خود بازگشتند و طغا خان مدّت سه ماه بر عقب ايشان تاخته تا آنكه غافل بر سر ايشان رسيده از روى اعتضاد و استظهار دست به تيغ و خنجر برده دويست هزار كس از ايشان را به قتل رسانيد و صد هزار ديگر را اسير و دستگير نموده سالم و غانم به جانب ولايت خود مراجعت نمود و مسلمانان را آنچنان فتحى روى نمود كه زبان از بيان آن عاجز و قاصر بود .
--> ( 1 ) . هندوشاه نخجوانى القادر باللّه را مردى متديّن ، متعبّد ، عاقل و دانا و فاضل و بسيار خيّر ناميده است ؛ - تجارب السّلف ، ص 252 . ( 2 ) . الكامل ، ج 15 ، ص 199 ؛ العبر ، ج 2 ، ص 676 . ( 3 ) . مراد ، شهاب الدّين هارون بن سليمان ايلك معروف به « بغرا خان » است ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 15 ، ص 214 . ( 4 ) . متن : خطائيان . - و .